Uncategorized

معرفی روان درمانگر پروانه قلی پور شماره عضویت در سازمان نظام روانشناسی: ۵۵۴۵۳

روان درمانگر پروانه قلی پور زادگاه و تحصیلات ایشان در تهران می باشد. متولد یک مهر ۱۳۵۳ تخصص ایشان در حوزه تراپی فردی با تسلط بر چهار رویکرد شخصیت شناسی و درک عمیق ایشان از مراجعین، در تراپی فردی باعث شده ایشان درمانگری محبوب و متفاوت شناخته شوند. همکاری ایشان در کلینیک مشاوره ستاره ایرانیان در این وبسایت قابل مشاهده است: دکتر پروانه قلی پور مقاله پژوهشی پروانه محمد قلی پور (Parvane Mohammadgholipour) در سایت مگیران

معرفی روان درمانگر پروانه قلی پور شماره عضویت در سازمان نظام روانشناسی: ۵۵۴۵۳ بیشتر بخوانید »

درمانگر EMDR در سعادت آباد تهران

پروانه محمد قلی پور یکی از درمانگران تروما و PTSD توسط رویکرد EMDR می باشند که در منطقه سعادت آباد تهران مشغول درمانگری هستند. درمان با حرکات چشم (EMDR) یک روش علمی و اثربخش برای درمان تروما، اضطراب و خاطرات آسیب‌زا است. این تکنیک با استفاده از حرکات دوطرفه چشم یا تحریک حسی، به مغز کمک می‌کند تا رویدادهای دردناک گذشته را پردازش و بار هیجانی آن‌ها را کاهش دهد. با EMDR می‌توان احساس امنیت را بازسازی کرد، علائم اضطراب و استرس پس از سانحه (PTSD) را کاهش داد و آرامش ذهنی را تجربه کرد. اگر به دنبال روشی عمیق برای رهایی از خاطرات تلخ و درمان زخم‌های روانی هستید، EMDR می‌تواند انتخابی مؤثر و پایدار باشد. EMDR سفری ایمن برای رهایی از سنگینی خاطرات و زخم‌های قدیمی است. در این روش، با حرکات چشم یا تحریک دوطرفه‌ی حسی، مغز فرصت می‌یابد آنچه سال‌ها سنگین و خاموش مانده را به شکلی سالم پردازش کند. احساسات گیرکرده آزاد می‌شوند، اضطراب فروکش می‌کند و جای آن را آرامشی تازه می‌گیرد. اگر آماده‌اید تا گذشته را بگذارید و سبک‌بال‌تر به آینده قدم بگذارید، EMDR می‌تواند همراه شما باشد. ۱. هیپنوتراپی شناختی «با هیپنوتراپی شناختی، الگوهای فکری منفی و باورهای محدودکننده را تغییر دهید، اضطراب را کاهش دهید و آرامش ذهنی و اعتمادبه‌نفس را تجربه کنید.» ۲. EMDR «با روش EMDR، خاطرات آسیب‌زا و اضطراب را پردازش کنید، از تروما رها شوید و آرامش و احساس امنیت را به زندگی‌تان بازگردانید.»

درمانگر EMDR در سعادت آباد تهران بیشتر بخوانید »

معرفی روانشناس و رویکردها

⬅️همه ما به تراپی نیاز داریم تا باقی عمر را در رنج کمتری سپرس کنیم.⬅️رویکرد درمانی EMDR⬅️رویکرد هیپنوتراپی⬅️رویکرد هیپنوتراپی شناختی⬅️رویکرد طرحواره درمانی⬅️رویکرد رفتار درمانی شناختی (CBT)تراپیست:پروانه قلیپور@psychologistpari74

معرفی روانشناس و رویکردها بیشتر بخوانید »

هیپنوتراپی شناختی

هیپنوتراپی شناختی روشی نوین و اثربخش برای ایجاد تغییرات عمیق در افکار، احساسات و رفتار است. در این روش، با ترکیب تکنیک‌های علمی روان‌شناسی شناختی و قدرت هیپنوتیزم، ذهن به حالتی از آرامش و تمرکز می‌رسد که بازنویسی باورهای محدودکننده و رهایی از الگوهای کهنه آسان‌تر می‌شود.هیپنوتراپی شناختی می‌تواند به کاهش اضطراب، بهبود اعتمادبه‌نفس، غلبه بر ترس‌ها و بهبود کیفیت زندگی کمک کند.اگر آماده‌اید تا ذهن و زندگی‌تان را در مسیری تازه و آرام هدایت کنید، هیپنوتراپی شناختی می‌تواند اولین قدم شما باشد. روانشناس و هیپنوتراپیست: پروانه قلی پور

هیپنوتراپی شناختی بیشتر بخوانید »

چطور میتوانم به بهبودی رابطه ناسالم امیدوار باشم؟

به احساس عشق و دوست داشتن که بین دو نفر در یک رابطه به وجود می آید رابطه عاطفی می گویند. در یک رابطه عاطفی سالم هر دو نفر به ثبات و آرامش می رسند. آیا رابطه به ازدواج منجر میشه؟ نشانه های سالم یک رابطه عاطفی چیست؟ در رابطه ناسالم همیشه ناراضی هستی و میخواهی بدانی آیا می شود رابطه را بهبود بخشید؟ رابطه عاطفی چطور ادامه دار میشود؟ و یا به چه علت تمام می شود؟ هیچ رابطه ای یهو و یک شبه تمام نمی شود. و حتما یکی از این دو مدتها از مسایلی رنج می برده که در رابطه بیان می کرده و یا چیزی نمی گفته! تمام کردن رابطه عاطفی و زناشویی خیلی سخت می باشد و طرفین را دچار بحران می کند ولی گاهی اوقات ادامه دادن به رابطه ناسالم آسیب های روانی و جسمی زیادی را در پی دارد. رابطه عاطفی ناسالم را چطور بشناسیم؟ نشانه های رابطه عاطفی سالم چیست؟ آیتم های زیر تک به تک را یادداشت کنید و به هر آیتم نمره از صفر تاده بدهید . در رابطه سالم بیشتر آیتم ها نمره بالای پنج می گیرند. در یک رابطه عاطفی سالم: وقتی با هم هستید حرف زیادی برای گفتن دارید . از شنیدن همدیگر لذت می برید. هیجان زیادی را تجربه می کنید. احساس صمیمیت زیادی دارید. نسبت به هم صادق هستید. هیچ اصراری به تغییر دادن شخص مقابل ندارید. و او را همانطور که هست قبول دارید. رنج و آسیب قابل ملاحظه ای از سوی هم دریافت نمی کنید. در رابطه سالم تهدید وجود ندارد. احترام و همدلی بین شما منجر به تعهد و اعتماد می شود. به اندازه کافی به هم توجه میکنید. سعی می کنید در حد توانتان نیازهای هم را رفع کنید. مدام یکدیگر را چک و کنترل نمیکنید. توقع زیاد و بی مورد از هم ندارید. نسبت به هم احساس مسیولیت می کنید. تناقض بین حرف و عمل وجود ندارد. زوج سالم همدیگر را تحقیر و به هم توهین نمیکنند خصوصا در جمع! در رابطه هدف و برنامه دارید و بیکار نیستید. هیچ کدام به مواد مخدر مواد محرک و الکل اعتیاد ندارید. فعالیت ها ارزش ها و باورهای مشترک دارید. سر هر موضوعی مشاجره نمی کنید. همدیگر را محدود نمیکنید. برای شخص مقابل یک فضای آزاد قایل می شوید. در رابطه سالم تهدید برای ترک کردن و یا باج گرفتن وجود ندارد. آسیب فیزیکی اعم از ضربه زدن یا کتک و آسیب روانی مثل فحاشی و داد زدن و نادیده گرفته شدن وجود ندارد. در رابطه سالم عصبانیت کنترل می شود. پرخاشگری بدبینی بددهنی و شکاکیت وجود ندارد. خودپسندی خودمحوری و احساس مالکیت وجود ندارد . در رابطه سالم خیانت وجود ندارد. موارد ذکر شده این این پست و پست قبلی را روی برگه بنویسید و هر کدامتان جداگانه از 0 تا 10 جداگانه نمره دهید . هر چه تعداد نمرات بالاتر از 5 بیشتر باشد رابطه شما سالم تر می باشد. با توجه به نمرات به دست آمده می توان بررسی کرد که رابطه شما هنوز جان دارد و قابل ترمیم هست یا در یک رابطه مرده قرار گرفته اید و امیدی به آن نیست؟ به طور مثال اگر یکی از طرفین مدت زیادیست که خیانت می کند و سالهاست که بین شما طلاق عاطفی اتفاق افتاده امید چندانی به این رابطه نیست! ادامه دادن به رابطه ناسالم باعث مشکلات روانی و جسمی شده که در باقی عمرتان روی روابط بعدی تاثیر مخربی خواهد گذاشت . اگر شرایط سختی داری و سلامت روان و جسمت به خطر افتاده حتما تا دیر نشده وقت مشاوره بگیرید تا هم خودت را بهتر بشناسی و هم پارتنرت را و هم نوع رابطه ات را. و اینکه چطور تا دیر نشده رابطه را احیا کنی و یا چطور از رابطه سمی بیرون بیایی. بیرون آمدن از رابطه ناسالم برای بعضی اشخاص تقریبا ناممکن و بسیار مشکل است اگر برای کات کردن رابطه مشکل دارید از ما روانشناسان کمک بگیرید.

چطور میتوانم به بهبودی رابطه ناسالم امیدوار باشم؟ بیشتر بخوانید »

پرورش جراتمندی در افراد منفعل

شخص منفعل کیست؟ فرد منفعل چه شخصیتی دارد؟ چه عواملی باعث شده شخص؛ منفعل شود؟ چرا شخص منفعل جراتمند نیست؟ چرا قدرت تصمیم گیری در امور زندگی خود ندارد؟ این سوالات و بسیاری سوالات دیگر را از مراجعینم می شنوم و در این وبلاگ قصد دارم شما را با شخص منفعل و اینکه چطور می توان به جرات ورزی او کمک کرد آشنا کنم. معمولا کودکانی که فرزند وسط خانواده هستند کمتر مورد توجه قرار می گیرند خصوصا در خانواده های پر جمعیت فرزندانی هستند به نام کودکان گمشده ؛ بی توجهی؛ کم محلی؛ و نادیده گرفته شدن از طرف خانواده باعث خود کم بینی ؛ احساس حقارت و عدم عزت نفس وعدم جرات ورزی در کودک می شود و در طول دوره زندگی؛ حتی در بزرگسالی؛ از انجام و دست زدن به کارهای بزرگ ترس و واهمه دارد و همیشه منتظر می ماند دیگران برایش تصمیم بگیرند. در روابط به شدت تاثیر پذیر است . قدرت تشخیص و انتخاب ندارد . قدرت تصمیم گیری اش ضعیف می باشد. فرد منفعل قادر به بیان نظر و احساسات خود نیست چرا که نظر خود را بی ارزش می پندارد. فرد منفعل با وجود داشتن مهارت بالا سالها برای دیگران کار میکند و قدرت استقلال در کار و ایستادن روی پای خود را ندارد چرا که ترس از شکست دارد و فکر اینکه به تنهایی کار بزرگی انجام دهد او را مضطرب و درمانده می کند. شخص منفعل قدرت نه گفتن ندارد چرا که می ترسد دیگران ناراحت شوند ؛ دیگران را مهم تر از خود می پندارد و احساسات خود را نادیده می گیرد . فرد منفعل سازگار منفی می باشد سالها شغلی را دوست ندارد ولی نمیتواند آن شغل را رها کند چرا که این فرد خودش را دوست ندارد و ارزشی برای خود قايل نیست و اصلا جرات چنین تصمیمی را ندارد. فرد منفعل احساسات سرکوب شده زیادی دارد و نیاز او به راحتی برآورده نمی شود و اکثر اوقات تحت فشار روانی است. بیشتر وقتها انرژی روانی خود را صرف پرهیز از اضطراب می کند. اینها کسانی هستند که بیش از حد از خود مایه میگذارند ؛ خودشان را در روابط فدا میکنند ؛ خودخوری میکنند و عصبی می شوند. احساسات فرد منفعل : ناکامی؛ وسواس؛ اضطراب؛ عدم عزت نفس؛ آزردگی؛ ناتوانی و عدم قدرت تصمیم گیری می باشد. این شخص در ظاهر فردی موافق و سازگار به نظر می آید ولی مشکل او نداشتن جرات و شهامت است. در بیشتر موقعیت ها ی زندگی از حق خود می گذرد و دیگران به راحتی حقوق او را پایمال می کنند ؛ جالب اینجاست که در بیشتر مواقع این شخص از اینکه از حق خود می گذرد رضایتمندی نشان می دهد ولی به ترسی که پشت این قضیه دارد اشاره نمی کند. منفعل ها همیشه در نقش بچه خوب خانواده هستند و مدام با از خود گذشتگی سعی دارند از نقش فرزند خوب دور نشوند . مدام ضربه هایی از دیگران و نزدیکان می خورند و مورد سوءاستفاده قرار می گیرند و از اینکه دیگران حقوقی مانند ارث؛ موقعیت شغلی وموقعیت ازدواجشان را پایمال میکنند اعتراضی ندارند و این آزارها کم کم تبدیل به خشمی پنهان می شوند. شخص منفعل در سنین ۳۵ تا ۴۰ و گاهی بیشتر دچار فشار روانی شده و به مشاور نیاز پیدا می کند. تا اینجا تا حدودی شخصیت منفعل را شناختیم و این موضوع هم اشاره شود که تعداد این افراد در جامعه بسیارند.برای کمک به شخص منفعل باید ابتدا جراتمندی را به به او آموخت و نکته ای لازم به گفتن است که هر شخصی تجربیات کودکی متفاوت دارد و با توجه به تجربیات و خاطرات تلخ او در کودکی و بزرگسالی راهکارهای مناسب را دریافت می کند. ایجاد جراتمندی در شخص منفعل : شخص منفعل در ابتدا باید نه گفتن را تمرین کند و بدون داشتن احساس گناه به راحتی در برابر خواسته دیگران نه بگوید ؛ دیگرانی که سالها از وجود او سوءاستفاده کرده و بهره کشی کرده اند.فرد منفعل باید برای خودش ارزش قایل شده و به زندگی خودش بپردازد و نگران از دست دادن دیگران نشود بعضی از مراجعین از اینکه دیگران از نه شنیدن ناراحت شوند و آنها را ترک کنند واهمه دارند غافل از اینکه وقتی دیگران ببینند شما برای خود ارزش قایل هستید برای آنها جایگاه بالاتری پیدا می کنید ؛ در پشت این نه گفتن ها کم کم قدرت و اقتدار را حس خواهید کرد. این مرحله فقط با تمرین زیاد به دست می آید باید شخصی همراه و مشاور در کنار شما هدایتگرتان در این مسیر باشد. رابطه نه گفتن با زبان بدن: اگر هنگام نه گفتن به خواست دیگران فرم ایستادن ؛ فرم نگاه کردن و لحن بیان مناسب نباشد؛ ترس ؛ شک وضعف خود را به طرف مقابل القاء میکنیم و در نه گفتن شکست خواهیم خورد . بنابراین مراقب صلابت ؛ تن صدا وراست قامتی خودمان هستیم . شخص مقابل نه تنها در کلام ما بلکه از ظاهر ما نیز باید پی به اقتدار ما ببرد. توجه به این مسيله مهم است که این مراحل باید تماما بدون داشتن حس گناه انجام شود گرچه در ابتدا احساس گناه وجود دارد ولی تمرین و ممارست این حس را برطرف میکند . مرحله بعدی جرات ورزی مقابله به انتقاد است: همه افراد در برابر انتقاد آسیب پذیر هستند . معمولا با رو به رو شدن با انتقاد به یکی از این سه روش عمل میکنیم: ۱- از انتقادی که ناعادلانه باشد ناراحت و آن را به دل می گیریم. ۲- در برابر واکنشی پرخاشگرانه بروز می دهیم. ۳-با رفتاری منفعلانه و چاپلوسانه از انتقاد فرار می کنیم. باید ببینیم آیا فرد انتقاد کننده سعی می کند در ما حس گناه و احساس حقارت به وجود آورد یا واقعا در پی انتقادی سازنده است! در موقعیتی که مورد انتقاد قرار گرفته ایم آنچه بسیار مهم است نحوه پاسخگویی ما می باشد آیا با این موقعیت می توانیم ارتباط برقرار کنیم یا نه؟ عکس العمل ما چیست؟ در جلسات مشاوره نحوه پاسخگویی در هر موقعیت را آموزش می دهیم. آیا با حقوق خود آشنا هستیم ؟ باید آگاه باشیم صرف نظر از جنسیت

پرورش جراتمندی در افراد منفعل بیشتر بخوانید »

چرا برای شروع کارهای بزرگ ترس داریم؟

خیلی وقتها آرزوهایی در سر داریم که به آنها نمیرسیم با وجودیکه تمایل و نیازمان به آن موضوع بالاست ولی نمی توانیم تصمیم بگیریم که استارت رسیدن به آن هدف را بزنیم! خیلی ها هنوز در سن بالا ازدواج نکرده اند ‍پسرهای حدود ۵۰ سال یا دخترهایی که چندین سال است خواستگارهای خود را رد کرده اند یا آنهایی که هنوز شغل مناسب خودشان را پیدا نکرده اند و به آن جایگاهی که میخواهند نرسیده اند! علتش چیست؟ اریکسون رشد روانی انسان را به ۸ مرحله تقسیم کرده مرحله هفتم را *باروری در برابر بی حاصلی* نامگذاری کرده است که از ۴۰ تا ۶۵ سالگی ادامه دارد.اریکسون می گوید وقتی افراد به مرز ۴۰ می رسند و یا از آن عبور می کنند نگاهی به پشت سر می اندازند ببینند دستاوردشان از زندگی چه بوده؟ اگر از ماحصل زندگی خود راضی باشند این حس نیرومندی؛ امید؛ اراده؛ هدف و شایستگی را به خانواده و جامعه منتقل میکنند و اگر راضی نباشند دچار بی حاصلی می شوند و در معرض افسردگی قرار می گیرند . اینجا فقط اشاره ای به نظریه آقای اریکسون کردم ولی فعلا می خواهیم به موضوع نداشتن قدرت تصمیم گیری؛ ترس از شروع کارهای بزرگ و نرفتن به دنبال اهداف بپردازیم. افراد چیزی دارند به نام محل امن (دایره راحتی) یا همان کامفورت زون comfort zone کامفورت زون منطقه امن زندگی فرد می باشد که در آن حس راحتی دارد و اغلب اوقات نمی خواهد از آن بیرون بیاید! سطح اضطراب فرد در این دایره درپایینترین سطح خود قرار دارد ولی برای داشتن سبک زندگی بهتر به کمی اضطراب نیاز است. هر چیزی که بتواند سطح اضطراب را کمی افزایش دهد خارج از این دایره امن یا کامفورت زون قرار می گیرد مثلا برای رفتن به محل کار مواجه شدن با ترافیک ؛ شلوغی و سر و صدا حس راحتی شما را کم میکند و شما را از دایره راحتی دور میکند. ولی هر چیزی به میزان متعادل برای زندگی لازم است یعنی اگر سطح کمی از اضطراب برای بهتر شدن وضعیت ما لازم باشد میزان بالای اضطراب هم میتواند کارایی ما را به صفر برساند. خب حالا ببینیم چه چیزی باعث می شود که از منطقه امن و راحتی بیرون نیاییم! کارهایی مثل آشپزی و تماشای سریال مورد علاقه و خیلی از کارهای روزمره که همیشه انجام می دهیم و به آنها عادت کرده ایم ما را از دایره راحتی بیرون نمی برند ولی وقتی برای اولین بار رانندگی یا چتربازی میکنیم سطح اضطراب ما بالا می رود و به پیچیدگی و سختی آن کار توجه میکنیم و دچار شک و ترس می شویم . هر موقعیت تازه ای فرد را دچار شک می کند و بدبینی و اضطراب را بالا می برد چون از نتیجه آن کار آگاه نیست و باعث می شود فرد واکنش منفی از خود نشان دهد . هر چه قدر شک؛ ترس و واکنش منفی ما نسبت به آن موضوع بیشتر باشد بیرون آمدن از کامفورت زون سخت تر می شود. از طرفی دست زدن به کارهای جدید و امتحان کردن موقعیت های تازه انرژی زیادی از ما می گیرد پس کسانی که همیشه سطح انرژی پایینی دارند و یا افسرده هستند؛ رمق و انگیزه شروع کاری را ندارند و تلاشی برای بیرون آمدن از محل امن خود نمیکنند. خب حالا چطور میتوانیم به خودمان کمک کنیم که از دایره راحتی و امن خودمان بیرون بیایییم؟ برای شروع یک کار یا یاد گرفتن یک مهارت مثل کوهنوردی یا رانندگی وقتی اضطراب و ترس و تردید ما مقدار کمی بالا می رود باید با آن؛ احساس موفقیت را همراه کنیم اگر با بدبینی و واکنش منفی آن کار را شروع کنیم به نتیجه مطلوب نمی رسیم وقتی بعد از انجام آن کار به موضوع نگاه کنیم احتمال ادامه دادن به آن کار در روزهای بعد بسیار زیاد خواهد بود. بیرون آمدن از دایره امن را به تدریج انجام دهید سعی کنید هر از چند گاهی یک چیز جدید را امتحان کنید تا ذهن شما به رو به رو شدن با مسائل جدید عادت کند آنوقت به راحتی می توانید تصمیمات جدی برای زندگی بگیرید مثل ارتقاء شغلی؛ کنکور؛ ازدواج و خیلی چیزهای دیگر که قبلا از آنها واهمه داشتید. شما ميتوانيد تجربه و نظر خودتان را براي ما بنويسيد.

چرا برای شروع کارهای بزرگ ترس داریم؟ بیشتر بخوانید »

چگونه غم خود را کنترل کنیم؟

غم یک حس می باشد! حسی که اگر مقدار زیادش عمیقا تجربه شود احتمال ماندگاری اش هست. مثل زمانی که عزیزی را از دست می دهیم. فرزند، مادر، همسر، یا در شکست عاطفی، وقتی غم را با حجم زیاد و عمیقا تجربه می کنیم ممکن است مدت زیادی با ما بماند.اینجا در مورد اشخاصی سخن می گویم که کنترل احساسات برایشان دشوار است و گاهی در بعضی ابعاد زندگی تعادل را از دست می دهند و دچار افسردگی و مشکلات دیگر می شوند.بعضی اوقات لذتی در غصه خوردن حس میشود، وقتی موزیک بسیار غمگین و عاشقانه گوش می دهیم و گریه می کنیم، انگار تسکین پیدا می کنیم! و حاضر نیستیم این غم را از خود دور کنیم!شخصی که مادرش را از دست داده هنوز بعد از گذشت ماهها مرتب سر مزار می رود و گریه میکند، اصلا غم یک کششی عجیبی در آدم ایجاد میکند برای ماندگاری اش! انگار یک لذت موذیانه ی پنهان دارد!سیستم روان آدمی جوری طراحی شده که یک مدت باید غم را تجربه کند تا دردش التیام یابد ولی اگر از مدت زمان لازمه بیشتر گذشت، عمیق و پایدار می شود! و باعث می شود دوره های افسردگی شدید و طولانی تجربه شود.آدمهایی که درد و غم را به شکل عمیق تجربه کرده باشند حتی سالها بعد وقتی دچار تجربه ی مشابه می شوند آن حس عمیق سریع زنده می شود.و یا شاید غم فقدان مادر را در فرد دیگری ببینند بلافاصله دچار بغض می شوند.ممکن است دو دوست مشغول دیدن فیلمی در سینما باشند، با دیدن صحنه هایی یکی از آن دو به شدت اشک می ریزد ولی آن دیگری فقط ناراحت می شود چون چنین تجربه ای را نداشته و نمی تواند عمیقا درک کند.اینکه اجازه دهیم غم در ما رخنه کند و ماندگار شود به اختیار خودمان است، اگر به تنهایی نمیتوانیم از پس آن برآییم باید کمک بگیریم. شخصی که مادر خود را سالها پیش از دست داده الان به مراسم تدفین مادر دوستش می رود به اندازه خانواده ی متوفی جوری بی تابی میکند که گویی مجدد مادر خود را از دست داده است چون قبلا این تجربه را داشته.یک راهکار برای رهایی از غمی که مجدد میخواهد در ما نفوذ کند اینکه عنان و اختیار احساسمان را به دست بگیریم و بر خود نهیب بزنیم که من اجازه ی ورود نمیدهم!افکارمان را تحت سلطه ی خود درآوریم چرا که احساس، در نتیجه ی افکار رخ می دهد.به هر آنچه فکر کنیم همان حس را تجربه می کنیم، پس مراقب افکار خود باشیم.اگر کنترل افکار و احساسات برایتان سخت است با ما تماس بگیرید.

چگونه غم خود را کنترل کنیم؟ بیشتر بخوانید »